زمان تقریبی مطالعه: 23 دقیقه
 

زینب بنت جحش





زینب دختر جَحْش، از همسران پیامبر اسلام بود. پدر او، جحش‌بن ریاب، از خاندان غَنْم و از دودمان اسدبن خُزَیمَه بود
[۲] ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۴۹.
که پس از کوچ به مکه، هم پیمان شاخۀ بنی‌ امیه قریش شد.
[۴] بلاذری، أنساب‌ الأشراف ج۱، ص۵۲۱-۵۲۲.
مادر زینب، اُمیمه، دختر عبد المطلب وعمۀ رسول خدا بود.
[۶] ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۴۹.



۱ - تاریخ تولد



از تاریخ دقیق تولد زینب اطلاعی در دست نیست، اما چون در سال ۲۰ هجری و در روزگار خلافت عمر بن خطاب درگذشته؛ همچنان که تفصیل آن خواهد آمد؛ و بیشتر سیره‌نویسان نوشته اند که هنگام مرگ ۵۳ سال داشته،
[۹] ابن‌جوزی، صفةالصفوة ج۲، ص۴۹.
احتمالاً ۳۳ سال پیش از هجرت و حدود ده سال پیش از بعثت پیامبر به دنیا آمده است. ابن‌حجر
[۱۰] ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۷، ص۶۷۰.
سن زینب را به هنگام درگذشت پنجاه سال ذکر کرده، اما افزوده که سن او را ۵۳ سال هم نوشته‌اند که در این صورت به هنگام بعثت ده ساله بوده است. ابن‌سعد خبری نقل کرده که بنا برآن، زینب هنگام ازدواج با پیامبر ۳۵ ساله بوده است.
[۱۲] ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۷، ص۶۷۰، که این تاریخ را به نقل واقدی آورده.
در صورت صحت این خبر، احتمالاً او در حدود ۲۹ یا ۳۰ قبل از هجرت به دنیا آمده است. همچنین مادر عکاشة بن محصن سن زینب را هنگام مهاجرت به مدینه سی و اندی دانسته است که خبر پیشین را تأیید می‌کند.

۲ - هجرت زینب از مکه



زینب و افراد خانوادۀ جحش را از نخستین هجرت‌کنندگان به مدینه برشمرده‌اند.
[۱۴] ابن‌هشام، السیرة النبویة ج۲، ص۱۱۴.
[۱۶] ذهبی، سیر اعلام النبلاء ج۲، ص۲۱۱.
خانه‌های خالی از سکنۀ خاندان جحش را در مکه ابو سفیان، با تصرف عدوانی، به عمرو بن عَلقَمه فروخت.
[۱۷] ابن‌هشام، السیرة النبویة ج۲، ص۱۱۴-۱۱۵.
[۱۸] ابن‌هشام، السیرة النبویة ج۲، ص۱۴۵.


۳ - نام نخست زینب



نام نخست زینب، بَرَّه بود و پیامبر بعد از ازدواج با ایشان، نام او را به زینب تغییر داد.
[۱۹] ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۴۹
[۲۰] محب‌الدین طبری، السمط‌ الثمین فی مناقب امهات المؤمنین ص۱۶۱.
[۲۱] ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۷، ص۶۶۸.


۴ - منش والای زینب



پس از مرگ زینب، هیچ درم و دیناری از او برجا نماند، زیرا همه را در زندگی خود به مستمندان بخشیده بود. پیامبر از این خوی شایستۀ همسر خویش باکنایه‌ای لطیف یاد می‌کرد و به همسران دیگر خود می‌فرمود که شتابان‌ترین شما در پیوستن به من پس از مرگ همان است که دستش از همه بخشنده‌تر باشد.
[۲۴] ابونعیم اصفهانی، حلیة‌ الاولیاء و طبقات‌ الاصفیاء ج۲، ص۵۴.
[۲۵] ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۵۰-۱۸۵۱.
شتاب زینب در بخشش اموال چنان بود که در چند ساعت تمام دوازده هزار درهم مستمری سالیانۀ خود را به دست خدمتکار خویش به خانۀ یتیمان و بیوه‌زنان و مستمندان فرستاد. مشروح این رفتار او را بسیاری از مورخان آورده‌اند.
[۲۸] ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۷، ص۶۷۰.
منش والای زینب چنان بود که عایشه از او با عنوان بانویی یاد کرده که در دین باوری، پرهیز کاری، راستگویی، صدقه دادن و رعایت پیوند خویشاندی کسی از او برتر نبوده و به یتیمان و زنان بیوه توجه داشته است.
[۳۱] ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۵۱.
[۳۲] ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۷، ص۶۷۱.
همچنین در خبری عایشه، زینب را پس از خود محبوب‌ترین همسران پیامبر نزد آن حضرت یاد کرده است.
[۳۴] ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۵۱.
[۳۵] ابن‌جوزی، صفةالصفوة ج۲، ص۴۸، در نقلی از عایشه آورده‌اند که زینب با او در مقام و شأن نزد پیامبر ادعای برتری و همسری داشته است.


۵ - روایت احادیث نبوی توسط زینب



زینب از راویان حدیث نبوی بوده و چند حدیث از او روایت شده است.
[۳۶] طبرانی، المعجم‌الکبیر ج۲۴، ص۵۱-۵۷.
که دو حدیث آن را مسلم و بخاری به اتفاق ذکر کرده‌اند
[۳۷] ذهبی، سیر اعلام النبلاء ج۲، ص۲۱۸.
از جمله کسانی که از او روایت نقل کرده‌اند، این اشخاص بوده اند: قاسم بن محمد بن ابی‌ بکر؛ امّ حبیبه، دختر ابوسفیان؛ و محمد بن عبد الله‌ بن حجش، برادرزادۀ وی.
[۳۸] جمال‌الدین‌بن عبدالرحمن مزی، تهذیب‌ الکمال فی اسماء الرجال ج۳۵، ص۱۸۴.
بنابر خبری که طبری آن را به نحو مرسَل و از قول فقیهان حجاز نقل کرده، پیامبر در خانۀ زینب درگذشته است.

۶ - ازدواج پیامبر و زینب




۶.۱ - گزافه‌گویی‌های منافقان و مشرکان


موضوع ازدواج پیامبر و زینب، که دستاویز گزافه‌گوییهای منافقان و مشرکان گردید، ‌باعث رنجش پیامبر شده بود. برخی از منافقان، برای تخریب پیامبر، علت جدایی زید و زینب را تمایل پیامبر به زینب بیان کردند و داستانی نیز در این خصوص رواج دادند،
[۴۱] بلاذری، أنساب‌ الأشراف ج۱،‌ص۵۲۲.
[۴۲] ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۴۹-۱۸۵۰.
که تفاوتهایی نیز دارد. در نقل متداول‌ترِ این داستان، هنگامی که پیامبر به دیدن زید رفته بود، وی در خانه نبود،
[۴۵] طبرانی، المعجم‌الکبیر ج۲۴، ص۴۴.
اما در نقل
[۴۶] ابن‌حبیب، کتاب‌ المحبر ص۸۵.
زید در خانه بود و داشت وضو می گرفت.

۶.۲ - ادعاهای برخی از خاورشناسان


برخی مفسران نیز این داستانها را ذیل آیۀ ۳۷ سورۀ احزاب ذکر کرده‌اند.
[۴۸] طبری، جامع‌البیان فی تفسیرآیات القرآن؛ ابن‌ابی‌زَمِنین، ذیل آیه.
بررسی روایات ناظر بر این ماجرا نشان می‌دهد مفسران قرن اول، به احتمال بسیار، برخی مطالب راجع به گزارشهای زینب و زید را بر اساس داستانهای متداول اوریا و داود ساخته‌اند.
[۴۹] طبرانی، المعجم‌الکبیر ج۲۴، ص۴۴.
ابن‌حجر
[۵۰] ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۷، ص۶۶۸.
به ضعیف بودن سند برخی از این داستانها اشاره کرده،اما باسورث
[۵۱] (EI۲، s. v.،"Zaynab BT. DJahash" (by. C. E. Bosworth
داستان ازدواج پیامبررا با زینب بر اساس همان گزارشهای مغرضانه تبیین نموده است. همچنین، ازدواج پیامبر با زینب، یکی از مسائل ثابت در متون جدلی مسیحیت از زمان کهن بوده
[۵۲] (EI۲، s. v.،"Zaynab BT. DJahash" (by. C. E. Bosworth
و احتمالاً نخستین بهره‌گیری از این ماجرا در نقد پیامبر اسلام در سنّت مسیحی، گفته‌های یوحنای دمشقی در کتاب چشمه معرفت بوده است
[۵۳] ساهاس، John of Damascus on Islam ص۹۱.
[۵۴] هویلند، The Earliest Christian writings on Muhammad: An Appraisal ص۲۷۶، پانویس۲.
که پس از آن جزء ثابتی در ادبیات جدلی مسیحیت بر ضد اسلام شده و تقریباً در تمام متون جدلی آن دوره، این داستان گاه تغییر یافته و در مواردی تقریباً به همان صورتِ روایت شده در متون اسلامی، نقل و به آن استناد گردیده است.
[۵۵] عبدالمسیح‌ بن اسحق کندی، رسالة عبدالله‌ بن اسماعیل الهاشمی الی عبدالمسیح‌بن اسحق الکندی یدعوه الی الاسلام و رسالة الکندی الی الهاشمی یرد بها علیه و یدعوه الی‌النصرانیة ص۵۸.
[۵۶] ساهاس، John of Damascus on Islam ص۹۱، پانویس۳.
[۵۷] دانیل، Islam and the West ص۳۰-۳۱.
[۵۸] دانیل، Islam and the West ص۱۱۹-۱۲۵.
[۵۹] دانیل، Islam and the West ص۳۱۳.


۶.۳ - دیدگاه عالمان مسلمان


عالمان مسلمان به برداشتهای نادرست در این خصوص پاسخ داده‌اند. جریان خرده‌گیری مشرکان و منافقان بر پیامبر مبنی بر اینکه او، خود، همه را از ازدواج با همسر پسر (عروس) منع کرده و اینک خود با همسر پسر خویش ازدواج کرده، در آیات ۳۶ تا۳۹ سورۀ احزاب آمده است. ازدواج پیامبر با زینب، دختر عمۀ خود، امری طبیعی است و در پاسخ به کسانی که گفته اند دلیل ازدواج پیامبر با او آشفتگی آن حضرت از جمال وی بوده است، باید گفت پیامبر از زیبایی و خوی و منش زینب، پیش از ازدواج او با زید بن حارثه آگاه بود. پیامبر به زید بن حارثه،‌ مشهور به زید الحلب، مهر ویژه‌ای داشت
[۶۵] ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۲، ص۵۴۳.
[۶۶] ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۲، ص۵۴۶.
و یکی دو سال پس از بعثت، کنیز آزاد کردۀ خود، امّ‌یَمَن، را به همسری او درآورد و اُسامة‌ بن زید بهرۀ این ازدواج بود.
[۶۸] ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۲، ص۵۴۶.


۶.۳.۱ - ماجرای ازدواج زینب و زید


بعد از مهاجرت زینب به مدینه، پیامبر از زینب برای زید خواستگاری نمود. زینب هنگام خواستگاری گمان می‌کرد که پیامبر او را برای خویش خواستگاری نموده است، از این رو با درخواست پیامبر موافقت کرد. اما پس از آنکه دریافت پیامبر وی را برای زید خواستگاری کرده است،‌ مخالفت نمود و چون پیامبر را به این وصلت راضی دید، با درخواست ازدواج موافقت کرد.
[۷۰] طبرانی، المعجم‌الکبیر ج۲۴، ص۳۹-۴۰.
[۷۱] طبرانی، المعجم‌الکبیر ج۲۴، ص۴۵.
[۷۲] ابونعیم اصفهانی، حلیة‌ الاولیاء و طبقات‌ الاصفیاء ج۲، ص۵۱-۵۲.
مفسران در شأن نزول آیۀ ۳۶ سورۀ احزاب عموماً آن را ناظر بر ماجرای وصلت زید و زینب دانسته و گفته‌اند پس از نزول این آیه، زینب به ازدواج با زید موافقت کرد.
[۷۴] طبری، جامع‌البیان فی تفسیرآی القرآن ذیل آیه همانجا، که بر اساس خبری گفته که آیه در خصوص امّ‌کلثوم دختر عُقبةبن ابی‌معیط و زیدبن حارثه نازل شده است.
اما همواره میان زینب و زید کشاکش وجود داشت
[۷۵] ابوعبیده معمربن مثنی بصری، تسمیۀ ازواج‌ النبی صلی‌ الله علیه و سلم و اولاده ص۶۲.
[۷۶] ابونعیم اصفهانی، حلیة‌ الاولیاء و طبقات‌ الاصفیاء ج۲، ص۵۲.
و زید از بداخلاقی زینب نزد پیامبر شکایت می‌برد و پیامبر او را به صبر و تحمل همسر دعوت می‌کرد
[۷۸] بلاذری، أنساب‌ الأشراف ج۱، ص۵۲۲.
[۷۹] طبرانی، المعجم‌الکبیر ج۲۴، ص۴۱.
تا سرانجام پیامبر به فرمان خداوند به جدایی آن دو حکم داد. به گفتۀ بیشتر سیره‌نویسان و مورخان، جدایی زینب و زید در سال پنجم یا پس از مُرَیسع در شعبان سال پنجم بوده است.
[۸۱] بلاذری، أنساب‌ الأشراف ج۱، ص۵۲۱.
[۸۲] ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۴۹، که این را عقیدۀ قِتاده دانسته است.
[۸۳] ابوعبیده معمربن مثنی بصری، تسمیۀ ازواج‌ النبی صلی‌ الله علیه و سلم و اولاده ص۶۱.
[۸۴] بلاذری، أنساب‌ الأشراف ج۱، ص۵۲۱.
[۸۵] ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۴۹، که به نقلی زمان جدایی زینب و زید را سال سوم ذکر کرده‌اند، هرچند بلاذری گفته که این قول، ثابت نشده دانسته است.
پیامبر سپس با دستور الهی و برای شکستن رسمی جاهلی که فرزند خوانده را همچون فرزند تنی خود می‌دانستند، با زینب ازدواج کرد.
[۸۷] ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۷، ص۶۶۷.
پیامبر همواره زید را فرزند و وارث خود معرفی می کرد.
[۹۰] ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۲، ص۵۴۳.
[۹۱] ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۲، ص۵۹۹.
بعدها زینب به این سبب که ازدواج او و پیامبر در آسمانها مقرر شده است، بر دیگر همسران پیامبر برتری می‌جست.
[۹۳] ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۵۰.
پیامبر در ازدواج با زینب، ولیمه ویژه داد و گوسفندی کشت و با نان و گوشت از مهمانان پذیرایی کرد.
[۹۶] ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۴۹.
ازدواج پیامبر با زینب در آغاز ذیقعده سال پنجم رخ داد و زینب در آن هنگام سی و پنج سال داشت.
[۹۸] ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۴۹.


۷ - آیات نازل شده مربوط به زینب



آیات حجاب در خصوص مزاحمت اصحاب برای پیامبر پس از ازدواج ایشان با زینب نازل شده است. تفصیل گزارشهای مختلف را ابن‌سعد و طبرانی
[۱۰۰] طبرانی، المعجم‌الکبیر ج۲۴، ص۴۶-۵۰.
آورده‌ و مفسران نیز ذیل آیات ۵۸ و ۵۹ سورۀ احزاب به این نکته اشاره کرده‌اند.
[۱۰۲] طبری، جامع‌البیان فی تفسیرآی القرآن ذیل آیه.
جایگاه زینب نزد پیامبر موجب برانگیخته شدن رشک برخی از زنان آن حضرت شده بود که در نهایت آیات نخست سورۀ‌ تحریم در این باره نازل شد؛
[۱۰۴] محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح‌ البخاری ج۶، ص۱۶۶-۱۶۷.
[۱۰۵] محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح‌ البخاری ج۷، ص۲۳۲.
[۱۰۶] مسلم‌بن حجاج، الجامع‌الصحیح ج۴، ص۱۸۴-۱۸۵.
هر چند زینب نیز خود باعث رنجش صفیه، دختر حُیَی‌بن اَخطَب، شده بود.
[۱۰۷] ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۵۰.
زینب در جنگ حُنَیْن همراه پیامبر بود
[۱۰۸] محمدبن عمر واقدی، کتاب المغازی الواقدی، ج۳، ص۹۲۶.
و پس از رحلت پیامبر می‌گفت که پس از ایشان هرگز بر مرکبی سوار نخواهم شد، هرچند برای حج باشد.
[۱۱۰] محمدبن عمر واقدی، کتاب المغازی الواقدی، ج۳، ‌ص۱۱۱۵.
پیامبر خطاب به عمر که به زینب پرخاش کرده بود، فرمود به-هوش باشد که زینب اَوّاهه است و اَوّاه را فروتن در پیشگاه خدا و بسیار زاری‌کننده در درگاه او و صفت حضرت ابراهیم معنی کرد.
[۱۱۱] ابونعیم اصفهانی، حلیة‌ الاولیاء و طبقات‌ الاصفیاء ج۲، ص۵۳ـ ۵۴.
[۱۱۲] ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۵۲.
[۱۱۳] ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۷، ص۶۶۹.


۸ - زینب در زمان خلیفه دوم




۸.۱ - مستمری سالیانۀ زینب


عمر پس از تشکیل دیوان، مستمری سالیانۀ زینب را همچون برخی دیگر از همسران پیامبر، دوازده هزار درهم تعیین نمود،اما زینب فقط یک سال این مستمری را گرفت و سال بعد درگذشت. زینب گرفتن این مبلغ را فتنه‌ می‌دانست و از خدا خواسته بود که به گونه‌ای او را از گرفتن مستمری رهایی بخشد.
[۱۱۵] ذهبی، سیر اعلام النبلاء ج۲، ص،۲۱۴، که نوشته است برای صفیه و جُوَیْریَّه، دیگر همسران پیامبر، نصف این مقدار تعیین شده بود.


۸.۲ - درگذشت زینب


وی نخستین همسر پیامبر بود که بعد از رحلت ایشان درگذشت.
[۱۱۶] ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۵۰.
زینب در سال ۲۰ هجری درگذشت
[۱۱۸] طبرانی، المعجم‌الکبیر ج۲۴، ص۳۸.
[۱۱۹] ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۵۲.
و عمر بن خطاب بر جنازه او نماز گزارد.
[۱۲۰] ابن‌حبیب، کتاب‌ المحبر ص۸۸.
[۱۲۱] جمال‌الدین‌بن عبدالرحمن مزی، تهذیب‌ الکمال فی اسماء الرجال ج۳۵، ص۱۸۵.
ابن‌سعد و ذهبی
[۱۲۳] ذهبی، سیر اعلام النبلاء ج۲، ص۲۱۲-۲۱۳.
در خبری نقل کرده‌اند که خلیفۀ دوم دستور داد برای حفظ حرمت زینب، به دلیل پوشیده نبودن تابوت، تنها محارم زینب در تشییع جنازه حاضر شوند. در این هنگام اَسماء بنت عُمَیس شیوۀ بهره‌گیری از تابوت را به خلیفه گوشزد کرد و پس از آن به عموم اجازۀ شرکت در تشییع جنازۀ زینب داده شد.
[۱۲۴] ابن‌قتیبه، ‌المعارف ص۵۵۵.
عمر پیشاپیش تابوتِ پوشیده با روکش برجسته حرکت می‌کرد و می‌گفت چه نیکو پوششی است که پیکر زنان را پس از مرگ از دیدۀ مردان پوشیده می‌دارد.
[۱۲۶] ابن‌قتیبه، ‌المعارف ص۵۵۵.
زینب در گورستان بقیع در کنار خانۀ عقیل و خانۀ محمد بن حنفیه به خاک سپرده شد
[۱۲۸] بلاذری، أنساب‌ الأشراف ج۱، ص۵۲۴.
و برادرزاده و خواهرزادۀ زینب و اسامة‌ بن زید، که همگان بر زینب مَحرم بودند،‌ در گور رفتند و او را به خاک سپردند.
[۱۳۰] بلاذری، أنساب‌ الأشراف ج۱، ص۵۲۴.
در روز خاکسپاری زینب گرمای هوا شدت یافت، از این رو خلیفه دستور داد روی قبر خیمه‌ای نصب شود که آن را نخستین خیمه نصب شده بر قبر در اسلام دانسته‌اند.
[۱۳۲] ابن‌حبیب، کتاب‌ المحبر ص۸۸.
[۱۳۳] بلاذری، أنساب‌ الأشراف ج۱،‌ ص۵۲۴.
شیوه‌ای که در تشییع زینب (یعنی قرار دادن پیکر وی در تابوت) به کار رفت، پیشتر حضرت زهرا سلام‌الله علیها برای خود توصیه کرده و این موضوع را به اسماء بنت عمیس گفت و اسماء گفت که در سنّت تشییع جنازۀ اهل حبشه تابوت را دیده است و آن را خواهد آورد،
[۱۳۶] ابونعیم اصفهانی، حلیة‌ الاولیاء و طبقات‌ الاصفیاء ج۲، ص۴۳.
اما چون پیکر دخت پیامبر تشییع رسمی نشده بود، برای نخستین بار این شیوه برای پیکر زینب که از چند حیث والاترینِ همسران پس از خدیجه بود، انجام شد.
[۱۳۷] ابن‌قتیبه، ‌المعارف ص۵۵۵.
[۱۳۸] فضل‌بن حسن طبرسی، اعلام‌الموری بأعلام الهدی ج۱، ص۲۷۸.
[۱۳۹] محب‌الدین طبری، السمط‌ الثمین فی مناقب امهات المؤمنین ص۱۶۶.
تنها میراث باقی مانده از زینب، خانۀ او بود که بعدها، هنگام توسعۀ حرم نبوی در زمان ولید بن عبد الملک، به پنجاه هزار درهم از وارثان او خریداری شد.
[۱۴۱] ذهبی، سیر اعلام النبلاء ج۲،‌ص۲۱۸.


۹ - فهرست منابع



ابو عبیده معمر بن مثنی بصری، تسمیۀ ازواج‌ النبی صلی‌ الله علیه و سلم و اولاده، چاپ کمال یوسف حوت،بیروت ۱۴۱۰/ ۱۹۹۰؛
ابو نعیم احمد بن عبد الله اصفهانی، حلیة‌ الاولیاء و طبقات‌ الاصفیاء،بیروت ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷؛
محمد بن علی‌ بن حسین مشهور به ابن‌ بابویه قمی، من لایحضره‌ الفقیه، چاپ علی‌اکبر غفاری،قم ۱۴۱۴؛
محمد بن حبیب بغدادی، کتاب‌ المحبر، چاپ ایلزه لیختن شتیتر،بیروت،بی‌تا.؛
ابن‌ حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابة، چاپ علی محمد بجاوی، بیروت ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲؛
ابن‌ ابی‌ الحدید، شرح نهج‌ البلاغه، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷؛
جمال‌ الدین ابو الفرج ابن‌ جوزی، صفة الصفوة، چاپ محمود فاخوری و محمد رواس قلعه‌جی،قاهره ۱۳۹۰/ ۱۹۷۰؛
ابن‌ سعد، الطبقات‌ الکبری، چاپ احسان عباس (اختصارات)؛
محمد بن عبدالله‌ بن ابی‌ زمنین، تفسیر القرآن العزیز، چاپ ابوعبدالله‌ حسین‌بن عکاشه و محمدبن مصطفی کنز، قاهره۱۴۲۳/ ۲۰۰۲؛
عبدالله‌ بن مسلم مشهور به ابن‌ قتیبه، ‌المعارف، چاپ ثروت عکاشه،قاهره ۱۳۷۹/ ۱۹۶۰؛
یوسف‌ بن عبدالله‌ بن محمد مشهور به ابن‌ عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، چاپ علی محمد بجاوی،بیروت ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲؛
عبد الملک‌بن هشام مشهور به ابن‌ هشام، السیرة النبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم آبیاری و عبدالحفیظ شلبی،بیروت، بی‌تا.؛
مقاتل‌ بن سلیمان‌ بلخی، تفسیر مقاتل‌ بن سلیمان، چاپ احمد فرید،بیروت ۱۴۲۴/ ۲۰۰۳؛
محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح‌ البخاری، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱؛
احمد بن یحیی بلاذری، أنساب‌ الأشراف، چاپ محمود فردوس عظم،دمشق ۱۹۹۷/۱۴۱۸؛
شمس‌ الدین محمدبن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، (چاپ اختصارات)؛
سلیمان‌ بن احمد طبرانی، المعجم‌ الکبیر، چاپ حمدی عبدالمجید سلفی،موصل ۱۴۰۵/ ۱۹۸۴؛
فضل‌ بن حسن طبرسی، اعلام‌ الموری بأعلام الهدی، قم ۱۴۱۷؛
محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری، چاپ مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت - لبنان؛
• محمد بن جریر طبری، جامع‌ البیان فی تفسیر آیات القرآن (چاپ اختصارات)؛
محب‌ الدین احمد بن عبدالله طبری، السمط‌ الثمین فی مناقب امهات المؤمنین، چاپ محمدبن فرید، بی‌جا، بی‌تا.؛
• علی‌ بن حسین مشهور به علم‌ الهدی، تنزیه‌ الأنبیاء، چاپ دار الأضواء - بيروت - لبنان ۱۴۰۹ - ۱۹۸۹ م؛
محمد بن یعقوب کلینی، الکافی (چاپ اختصارات)؛
عبدالمسیح‌ بن اسحق کندی، رسالة عبدالله‌ بن اسماعیل الهاشمی الی عبدالمسیح‌بن اسحق الکندی یدعوه الی الاسلام و رسالة الکندی الی الهاشمی یرد بها علیه و یدعوه الی‌النصرانیة،دمشق ۲۰۰۵؛
علی‌ بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، چاپ سید طیب موسوی جزائری، قم ۱۴۰۴؛
• مسلم‌بن حجاج، الجامع‌الصحیح، بیروت، بی‌تا؛
جمال‌الدین‌ بن عبدالرحمن مزی، تهذیب‌ الکمال فی اسماء الرجال، چاپ بشّار عوّاد معروف، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۲؛
محمد بن عمر واقدی، کتاب المغازی الواقدی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶.

۱۰ - پانویس


 
۱. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۰۱.    
۲. ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۴۹.
۳. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌ البلاغه ج۹، ص۲۴۲.    
۴. بلاذری، أنساب‌ الأشراف ج۱، ص۵۲۱-۵۲۲.
۵. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۰۱.    
۶. ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۴۹.
۷. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌ البلاغه ج۹، ص۲۴۲.    
۸. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۱۵.    
۹. ابن‌جوزی، صفةالصفوة ج۲، ص۴۹.
۱۰. ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۷، ص۶۷۰.
۱۱. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۱۴.    
۱۲. ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۷، ص۶۷۰، که این تاریخ را به نقل واقدی آورده.
۱۳. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۱، ص۱۱۵.    
۱۴. ابن‌هشام، السیرة النبویة ج۲، ص۱۱۴.
۱۵. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۰۱.    
۱۶. ذهبی، سیر اعلام النبلاء ج۲، ص۲۱۱.
۱۷. ابن‌هشام، السیرة النبویة ج۲، ص۱۱۴-۱۱۵.
۱۸. ابن‌هشام، السیرة النبویة ج۲، ص۱۴۵.
۱۹. ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۴۹
۲۰. محب‌الدین طبری، السمط‌ الثمین فی مناقب امهات المؤمنین ص۱۶۱.
۲۱. ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۷، ص۶۶۸.
۲۲. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۱۴.    
۲۳. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۰۸.    
۲۴. ابونعیم اصفهانی، حلیة‌ الاولیاء و طبقات‌ الاصفیاء ج۲، ص۵۴.
۲۵. ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۵۰-۱۸۵۱.
۲۶. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۰۳.    
۲۷. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۱۰.    
۲۸. ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۷، ص۶۷۰.
۲۹. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۰۸.    
۳۰. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۱۰.    
۳۱. ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۵۱.
۳۲. ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۷، ص۶۷۱.
۳۳. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۱۴.    
۳۴. ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۵۱.
۳۵. ابن‌جوزی، صفةالصفوة ج۲، ص۴۸، در نقلی از عایشه آورده‌اند که زینب با او در مقام و شأن نزد پیامبر ادعای برتری و همسری داشته است.
۳۶. طبرانی، المعجم‌الکبیر ج۲۴، ص۵۱-۵۷.
۳۷. ذهبی، سیر اعلام النبلاء ج۲، ص۲۱۸.
۳۸. جمال‌الدین‌بن عبدالرحمن مزی، تهذیب‌ الکمال فی اسماء الرجال ج۳۵، ص۱۸۴.
۳۹. محمدبن جریر طبری، تاریخ الطبری ج۲، ص۴۳۲.    
۴۰. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۰۱-۱۰۲.    
۴۱. بلاذری، أنساب‌ الأشراف ج۱،‌ص۵۲۲.
۴۲. ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۴۹-۱۸۵۰.
۴۳. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۰۱۱۰۲.    
۴۴. محمدبن جریر طبری، تاریخ الطبری ج۲، ص۲۳۱-۲۳۳.    
۴۵. طبرانی، المعجم‌الکبیر ج۲۴، ص۴۴.
۴۶. ابن‌حبیب، کتاب‌ المحبر ص۸۵.
۴۷. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۷.    
۴۸. طبری، جامع‌البیان فی تفسیرآیات القرآن؛ ابن‌ابی‌زَمِنین، ذیل آیه.
۴۹. طبرانی، المعجم‌الکبیر ج۲۴، ص۴۴.
۵۰. ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۷، ص۶۶۸.
۵۱. (EI۲، s. v.،"Zaynab BT. DJahash" (by. C. E. Bosworth
۵۲. (EI۲، s. v.،"Zaynab BT. DJahash" (by. C. E. Bosworth
۵۳. ساهاس، John of Damascus on Islam ص۹۱.
۵۴. هویلند، The Earliest Christian writings on Muhammad: An Appraisal ص۲۷۶، پانویس۲.
۵۵. عبدالمسیح‌ بن اسحق کندی، رسالة عبدالله‌ بن اسماعیل الهاشمی الی عبدالمسیح‌بن اسحق الکندی یدعوه الی الاسلام و رسالة الکندی الی الهاشمی یرد بها علیه و یدعوه الی‌النصرانیة ص۵۸.
۵۶. ساهاس، John of Damascus on Islam ص۹۱، پانویس۳.
۵۷. دانیل، Islam and the West ص۳۰-۳۱.
۵۸. دانیل، Islam and the West ص۱۱۹-۱۲۵.
۵۹. دانیل، Islam and the West ص۳۱۳.
۶۰. سید مرتضی علم‌الهدی، تنزیه‌ الأنبیاء ص۱۵۶-۱۵۸.    
۶۱. ابن سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۰۱-۱۰۲.    
۶۲. علی‌بن ابراهیم قمی، تفسیرالقمی ج۲، ص۱۷۲-۱۷۳.    
۶۳. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۳، ص۴۰.    
۶۴. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۳، ص۴۲-۴۴.    
۶۵. ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۲، ص۵۴۳.
۶۶. ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۲، ص۵۴۶.
۶۷. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۳،‌ ص۴۵.    
۶۸. ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۲، ص۵۴۶.
۶۹. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۰۱.    
۷۰. طبرانی، المعجم‌الکبیر ج۲۴، ص۳۹-۴۰.
۷۱. طبرانی، المعجم‌الکبیر ج۲۴، ص۴۵.
۷۲. ابونعیم اصفهانی، حلیة‌ الاولیاء و طبقات‌ الاصفیاء ج۲، ص۵۱-۵۲.
۷۳. مقاتل‌بن سلیمان‌ بلخی، تفسیر مقاتل‌بن سلیمان ج۳، ص۴۶.    
۷۴. طبری، جامع‌البیان فی تفسیرآی القرآن ذیل آیه همانجا، که بر اساس خبری گفته که آیه در خصوص امّ‌کلثوم دختر عُقبةبن ابی‌معیط و زیدبن حارثه نازل شده است.
۷۵. ابوعبیده معمربن مثنی بصری، تسمیۀ ازواج‌ النبی صلی‌ الله علیه و سلم و اولاده ص۶۲.
۷۶. ابونعیم اصفهانی، حلیة‌ الاولیاء و طبقات‌ الاصفیاء ج۲، ص۵۲.
۷۷. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۰۳.    
۷۸. بلاذری، أنساب‌ الأشراف ج۱، ص۵۲۲.
۷۹. طبرانی، المعجم‌الکبیر ج۲۴، ص۴۱.
۸۰. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۱۴.    
۸۱. بلاذری، أنساب‌ الأشراف ج۱، ص۵۲۱.
۸۲. ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۴۹، که این را عقیدۀ قِتاده دانسته است.
۸۳. ابوعبیده معمربن مثنی بصری، تسمیۀ ازواج‌ النبی صلی‌ الله علیه و سلم و اولاده ص۶۱.
۸۴. بلاذری، أنساب‌ الأشراف ج۱، ص۵۲۱.
۸۵. ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۴۹، که به نقلی زمان جدایی زینب و زید را سال سوم ذکر کرده‌اند، هرچند بلاذری گفته که این قول، ثابت نشده دانسته است.
۸۶. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۷.    
۸۷. ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۷، ص۶۶۷.
۸۸. ابن‌هشام، السیرة النبویة، چاپ قاهره ج۴، ص۱۰۶۱.    
۸۹. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۳، ص۴۲.    
۹۰. ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۲، ص۵۴۳.
۹۱. ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۲، ص۵۹۹.
۹۲. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۰۳.    
۹۳. ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۵۰.
۹۴. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۰۳.    
۹۵. ابن سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۰۵-۱۰۷.    
۹۶. ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۴۹.
۹۷. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۱۴.    
۹۸. ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۴۹.
۹۹. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۰۵-۱۰۷.    
۱۰۰. طبرانی، المعجم‌الکبیر ج۲۴، ص۴۶-۵۰.
۱۰۱. مقاتل‌بن سلیمان‌ بلخی، تفسیر مقاتل‌بن سلیمان ج۳، ص۵۲.    
۱۰۲. طبری، جامع‌البیان فی تفسیرآی القرآن ذیل آیه.
۱۰۳. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۰۷.    
۱۰۴. محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح‌ البخاری ج۶، ص۱۶۶-۱۶۷.
۱۰۵. محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح‌ البخاری ج۷، ص۲۳۲.
۱۰۶. مسلم‌بن حجاج، الجامع‌الصحیح ج۴، ص۱۸۴-۱۸۵.
۱۰۷. ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۵۰.
۱۰۸. محمدبن عمر واقدی، کتاب المغازی الواقدی، ج۳، ص۹۲۶.
۱۰۹. محمدبن جریر طبری، تاریخ الطبری ج۲، ص۳۵۴.    
۱۱۰. محمدبن عمر واقدی، کتاب المغازی الواقدی، ج۳، ‌ص۱۱۱۵.
۱۱۱. ابونعیم اصفهانی، حلیة‌ الاولیاء و طبقات‌ الاصفیاء ج۲، ص۵۳ـ ۵۴.
۱۱۲. ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۵۲.
۱۱۳. ابن‌حجر، الاصابة فی تمییزالصحابة ج۷، ص۶۶۹.
۱۱۴. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۱۰.    
۱۱۵. ذهبی، سیر اعلام النبلاء ج۲، ص،۲۱۴، که نوشته است برای صفیه و جُوَیْریَّه، دیگر همسران پیامبر، نصف این مقدار تعیین شده بود.
۱۱۶. ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۵۰.
۱۱۷. ابن سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۱۵.    
۱۱۸. طبرانی، المعجم‌الکبیر ج۲۴، ص۳۸.
۱۱۹. ابن‌ عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ج۴، ص۱۸۵۲.
۱۲۰. ابن‌حبیب، کتاب‌ المحبر ص۸۸.
۱۲۱. جمال‌الدین‌بن عبدالرحمن مزی، تهذیب‌ الکمال فی اسماء الرجال ج۳۵، ص۱۸۵.
۱۲۲. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸ ص۱۱۱.    
۱۲۳. ذهبی، سیر اعلام النبلاء ج۲، ص۲۱۲-۲۱۳.
۱۲۴. ابن‌قتیبه، ‌المعارف ص۵۵۵.
۱۲۵. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۱۲.    
۱۲۶. ابن‌قتیبه، ‌المعارف ص۵۵۵.
۱۲۷. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۰۹.    
۱۲۸. بلاذری، أنساب‌ الأشراف ج۱، ص۵۲۴.
۱۲۹. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۱۱-۱۱۴.    
۱۳۰. بلاذری، أنساب‌ الأشراف ج۱، ص۵۲۴.
۱۳۱. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۱۲-۱۱۳.    
۱۳۲. ابن‌حبیب، کتاب‌ المحبر ص۸۸.
۱۳۳. بلاذری، أنساب‌ الأشراف ج۱،‌ ص۵۲۴.
۱۳۴. کلینی، الکافی ج۳، ص۲۵۱.    
۱۳۵. ابن‌بابویه قمی، من لایحضره‌الفقیه ج۱،‌ ص۱۹۴.    
۱۳۶. ابونعیم اصفهانی، حلیة‌ الاولیاء و طبقات‌ الاصفیاء ج۲، ص۴۳.
۱۳۷. ابن‌قتیبه، ‌المعارف ص۵۵۵.
۱۳۸. فضل‌بن حسن طبرسی، اعلام‌الموری بأعلام الهدی ج۱، ص۲۷۸.
۱۳۹. محب‌الدین طبری، السمط‌ الثمین فی مناقب امهات المؤمنین ص۱۶۶.
۱۴۰. ابن‌سعد، الطبقات‌الکبری ج۸، ص۱۱۴.    
۱۴۱. ذهبی، سیر اعلام النبلاء ج۲،‌ص۲۱۸.


۱۱ - منبع


دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة‌المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «زینب دختر جَحْش»، شماره۶۸۳۷.    






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.